جلال الدين الرومي

359

فيه ما فيه ( فارسى )

ديگر صدر اسلام طاهر بن برهان الدين محمود بن تاج الدين احمد بن برهان الدين عبد العزيز بن مازه كه از فقهاء حنفيه و از افراد آل برهان بوده و شرح حال وى در الفوائد البهية ، ص 85 ، و نيز شهرت او بدين لقب درس 238 از همان كتاب مذكور شده ، ليكن قريب به يقين است كه مراد مولانا در اين مورد همان صدر الاسلام بزدوى است لا غير چه اين دومين در شهرت به پايه او نمىرسد . ( 341 ) ص 203 ، س 14 ، « ذكر نيكان الخ » از سنايى است ، حديقه ، چاپ آقاى مدرّس رضوى ، ص 582 . ( 342 ) ص 205 ، س 1 ، « شخصى امامت مىكرد الخ » اين قصه به شكل ديگر در المستطرف ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 222 ذكر شده است . ( 343 ) س 20 ، « لقد علمت الخ » اين قطعه از عروة بن اذينه است كه از شعراء معاصر امويان بود ، رجوع كنيد به : اغانى ، چاپ مصر ، ج 21 ، ص 107 . ( 344 ) ص 206 ، س 8 ، نتوان : به معنى نتواند و سوم شخص غائب ، استعمال شده چنان‌كه درين بيت از عنصرى : كسى كرد نتوان ز زهر انگبين * نسازد ز ريكاسه كس پوستين ( 345 ) س 11 ، « من جعل الهموم الخ » حديث نبوى است و در كتاب التعرّف و شرح آن ، چاپ لكنهو ، ج 4 ، ص 60 نقل شده و مضمون آن در حديث ديگر بدين عبارت من انقطع الى اللّه كفاه - آمده و آن حديث را در نوادر الاصول ، ص 46 ، مىتوان يافت . ( 346 ) س 16 ، « انا جليس من ذكرنى » حديث قدسى است و تمام آن مطابق نقل غزالى چنين است : قال موسى عليه السلام يا ربّ أ قريب انت فاناجيك ام بعيد فاناديك فقال انا جليس من ذكرنى ، احياء علوم الدين ، ج 2 ، ص 141 ، نيز رجوع كنيد به : اتحاف السادة المتقين ، ج 6 ، ص 287 ، كه وجوه و طرق مختلفهء روايت اين حديث را نقل مىكند . ( 347 ) س 20 ، « شب رفت الخ » مصراعى است از رباعيى كه در نسخه رباعيات مولانا كه در حاشيه فيه ما فيه نسخه ( ح ) به خط اصل ( مكتوب 751 ) نوشته شده و رباعيات ، چاپ اسلامبول ، ص 170 ، به مولانا نسبت داده‌اند و تمام آن چنين است : من بودم و دوش آن بت جان‌افراز * از من همه لابه بود و از وى همه ناز